نیشزدگی عقرب
در گذشتهی نه چندان دور در اثر جنگ جهانی دوم، با اینکه ایران بیطرف بود باز هم اثرات نامطلوب آن به ما سرایت کرد و قحطی و ناامنی در مملکت پیدا شد. این ملت شریف فقط به فکر کشور عزیزشان بودند که مبادا در اثر حوادث ناگوار خدای ناکرده تجزیه شود. در آن موقع کسی به فکر سلامت خودش هم نبود، وطن در خطر بود و حراست آن لازم.
من در شبی در همین دوران خوابیده بودم که خواب دیدم به ما حمله شده. تیری به شانه من خورد. بیدار شدم دستم رابه شانه بردم چیزی به دستم آمد که آن را پرتاب نمودم و به دیوار اطاق برخورد کرد. پس از روشن نمودن چراغ معلوم شد عقربی به شانه من نیش زده است. ساعت 2 بعد از نیمه شب بود و پدرم به داروخانهی کشیک شهر رفت و دارو خرید و آورد که به محل نیشزدگی زدیم. پس از چند ساعت درد ساکت شد و زهر محل نیشخورده بیرون آمد. شکر پروردگار را به جای آوردم.
