خوابهای یک مدیر مدرسهی بازنشسته
مامان ایراندخت این خواب رو چند ماه پیش برام تعریف کرده است.
دیشب یه خواب خیلی ناراحت کنندهای دیدم. خواب دیدم مدیر یه مدرسهی ناآشنا شدم. رفتم دیدم خیلی شلوغه. پرسیدم اینا کین؟ گفتن اومدن امتحان تجدیدی بدن. ردشون کردم. گفتم فعلا آمادگی نداریم. به مستخدم گفتم شمارهی اداره رو بگیر تا من باهاشون حرف بزنم. رفت و دیگه نیومد.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط ایراندخت ارژنگی
|
