تبليغاتX
ایران‌دخت - طرح فرار از کلاس

ایران‌دخت

طرح فرار از کلاس

به یاد دارم در سال سوم خدمتم در آموزش و پرورش (سال 1319) معلم کلاس ششم دبستان بودم که تقریبا 20 نفر دانش‌آموز داشتم که اکثرا به سن و سال خودم بودند چون آن سالها مدرسه کم بود و شاید حدود 90 درصد از دختران تحصیل نمی‌کردند.

خلاصه روزی در کلاس مشغول تدرس بودم که دانش‌آموزی بلند شد و از من اجازه خواست که از کلاس خارج شود. من به او گفتم زنگ تفریح نزدیک است. در همین موقع دیدم او فریادی زد و به خود لرزید و نقش بر زمین شد و حالت تشنج داشت. من وحشت کردم. او راه خروج را هم بسته بود. جلوی میز من پنجره‌ای به حیاط بود. به طرف پنجره رفتم. فاصله زیادی با حیاط نداشت. فوری از پنجره به حیاط پریدم. پشت سر من هم دانش‌آموزان یک یک از پنجره می‌پریدند. روبروی کلاس من آن سمت حیاط اطاق دفتر بود. مدیر و ناظم و دفتردار در آن‌جا بودند. از این حرکت ما متوحش شده به حیاط آمدند. وقتی به من رسیدند پرسیدند: چه شده است؟ من جریان را گفتم. آن‌ها گفتند او مبتلا به مرض صرع می‌باشد. امروز حالش بد شده و غش کرده است. خلاصه این موضوع که هم خنده‌دار و هم ناراحت کننده بود، هرگز از یاد من نمی‌رود.

                                                           ایران‌دخت

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 22:7  توسط ایران‌دخت ارژنگی  |