سوال: فرقهی پیشهوری
سوال نیما: از فرقهی پیشهوری تعریف کنید.
پاسخ: پس از جنگ جهانی دوم و اشغال تبریز بهدست روسها ناامنی و هرج و مرج پدید آمد و پیشهوری نامی محرک اشخاص بود. من آنموقع مدیر مدرسه بودم. هر هفته مقداری اعلامیه به من میدادند که بین شاگردان تقسیم کنم. من هم تمام آنها را در بخاری میسوزاندم. باز هم هفتهی بعد دوباره میآوردند. اگر از کار من مطلع شده بودند کارم زار بود. به کمک خداوند همسرم به گمرکات بوشهر منتقل شد. و در دیماه ۲۳ به تهران آمدیم. همسرم به بوشهر رفت. من با دو بچه و مادربزرگشان که عمه من بود در خانه پدرم یکسال ماندیم. در تهران خبری نبود. من به مدرسه رفتم. سال ۱۳۲۴ من و مادربزرگ و دو بچه به بوشهر رفتیم. من در تنها مدرسه دخترانه بوشهر که دارای ۶ کلاس دبستان و ۳ کلاس دبیرستان بود به تدریس ریاضیات دورهی اول دبیرستان مشغول شدم و نتیجهی بسیار خوبی از زحماتم گرفتم و چند بار تقدیر وزارتی برایم آمد. دو سال آنجا بودیم. دوباره به تهران آمدیم. ما در بوشهر بودیم که در آذر ماه ۱۳۲۵ سپاهی از تهران عازم تبریز شد و فرقهی پیشه وری را نابود کرد.
